تبلیغات
راز های موفقیت در زندگی

خداوند بی نهایت است اما به قدر نیاز تو فرود می آید. به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کار گشاست

خسته ام میفهمید؟!

چهارشنبه 9 دی 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا |

http://bahar-20.com/pic/albums/userpics/10001/27~0.jpg

   متن شعر


گدای معمولی

چهارشنبه 9 دی 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :شعر ،

http://api.ning.com/files/xX1l274Vz6KC*IV9Hjlgbpy-vNHp17klOLrwOUs5UQ2oRnRxpC1ufiqiYN0ICeBS9Ug0vKTzQXrkbtCy4kkmvnsPaOD3XZ3d/1222550179ana_fagarazi_12.jpg

   متن شعر


حسرت داشتن تو

چهارشنبه 9 دی 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :شعر ،

http://www.snippeline.com/OVERSATTE%20TUTER/PSP%20GIRL/RED%20LOVE/Red%20Love.jpg

   متن شعر


هیچ کسی زیبا نمی شه

چهارشنبه 9 دی 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :شعر ،

http://www.dropshots.com/photos/143842/20060819/081953.jpg

   متن شعر


یک حقیقت تلخ

چهارشنبه 9 دی 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :شعر ،

http://tinypic.info/files/re1kqz4onrtbwoa3zyv3.jpg

   متن شعر


من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

چهارشنبه 9 دی 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :شعر ،

http://mansori.persiangig.com/IMAGE/doorit_sakhte.jpg

   متن شعر


داستان خدا مواظب سیب هاست

یکشنبه 22 شهریور 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :داستان کوتاه ،

http://www.utopia.ir/wp-content/uploads/2008/12/apples0401.jpg

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود: فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست.
در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست

   


داستان جریان خون در بدن

یکشنبه 22 شهریور 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :داستان کوتاه ،

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:4Rxzv3Svr49IgM:http://rb1.tabaar.com/nashrie/Pictures/2785.jpg

معلم داشت جریان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى این که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت: بچه‌ها! اگر من روى سرم بایستم، همان طور که مى‌دانید خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود.
بچه‌ها گفتند: بله
معلم ادامه داد: پس چرا الان که ایستاده‌ام خون در پاهایم جمع نمى‌شود؟
یکى از بچه‌ها گفت: براى این که پاهاتون خالى نیست

   


داستان عکس یادگارى

یکشنبه 22 شهریور 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :داستان کوتاه ،

http://i33.tinypic.com/o7m1ia.jpg

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.
یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.

   


داستان موی سفید

یکشنبه 22 شهریور 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :داستان کوتاه ،

http://behrooz.lenzus.com/content/88955667/r/s_41023702.jpg

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده.

   


داستان بلعیده شدن حضرت یونس

یکشنبه 22 شهریور 1388 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :داستان کوتاه ،

http://straddieescape.com/images/whale.jpg

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد..
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است..
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.

   


ماجرای دو گرگ

پنجشنبه 22 اسفند 1387 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :فرهنگ ،

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/fd/Canis_lupus_signatus_%28Kerkrade_Zoo%29_21.jpg/800px-Canis_lupus_signatus_%28Kerkrade_Zoo%29_21.jpg


ماجرای دو گرگ


دو تا گرگ بودند كه از كوچكی با هم دوست بودند و هر شكاری كه به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یك غار با هم زندگی می كردند. یك سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست كه این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته مانده لاشه های شكارهای پیش مانده بود خوردند كه برف بند بیاید و پی شكار بروند اما برف بند نیامد و آنها ناچار به دشت زدند اما هر چه رفتند دهن گیره ای گیر نیاوردند، برف هم دست بردار نبود و كم كم داشت شب می شد و آنها از زور سرما و گرسنگی نه راه پیش داشتند نه راه پس.

یكی از آنها كه دیگر نمی توانست راه برود به دوستش گفت: "چاره نداریم مگه اینكه بزنیم به ده."
ـ "بزنیم به ده كه بریزن سرمون نفله مون كنن؟"
ـ "بریم به اون آغل بزرگه كه دومنه كوهه یه گوسفندی ورداریم در ریم."
ـ "معلوم میشه مخت عیب كرده. كی آغلو تو این شب برفی تنها میذاره. رفتن همون و زیر چوب و چماق له شدن همون. چنون دخلمونو میارن كه جدمون پیش چشممون بیاد."
ـ "تو اصلاً ترسویی. شكم گشنه كه نباید از این چیزا بترسه."
ـ "یادت رفته بابات چه جوری مرد؟ مثه دزد ناشی زد به كاهدون و تكه گنده هش شد گوشش"
ـ "بازم اسم بابام رو آوردی؟ تو اصلاً به مرده چكار داری؟ مگه من اسم بابای تو رو میارم كه از بس كه خر بود یه آدمیزاد مفنگی دست آموزش كرده بود برده بودش تو ده كه مرغ و خروساشو بپاد و اینقده گشنگی بهش داد تا آخرش مرد و كاه كردن تو پوستش و آبرو هر چی گرگ بود برد؟"
ـ "بابای من خر نبود از همه دوناتر بود. اگر آدمیزاد امروز روزم به من اعتماد می كرد، می رفتم باش زندگی می كردم. بده یه همچه حامی قلتشنی مثه آدمیزاد را داشته باشیم؟ حالا تو میخوای بزنی به ده، برو تا سر تو بِبُرن، بِبَرن تو ده كله گرگی بگیرن."
ـ "من دیگه دارم از حال میرم. دیگه نمی تونم پا از پا وردارم."
ـ "اه" مث اینكه راس راسكی داری نفله میشی. پس با همین زور و قدرتت میخواسی بزنی به ده؟"
ـ "آره، ‌نمی خواسم به نامردی بمیرم. می خواسم تا زنده ام مرد و مردونه زندگی كنم و طعمه خودمو از چنگ آدمیزاد بیرون بیارم."

File:S166 Polar Wolf-Heildelberg Zoo 2005.jpg

گرگ ناتوان این را گفت و حالش بهم خورد و به زمین افتاد و دیگر نتوانست از جایش تكان بخورد. دوستش از افتادن او خوشحال شد و دور ورش چرخید و پوزه اش را لای موهای پهلوش فرو برد و چند جای تنش را گاز گرفت. رفیق زمین گیر از كار دوستش سخت تعجب كرد و جویده جویده از او پرسید:

ـ "داری چكار می كنی؟ منو چرا گاز می گیری؟"
ـ "واقعاً كه عجب بی چشم و روی هستی. پس دوستی برای كی خوبه؟ تو اگه نخوای یه فداكاری كوچكی در راه دوست عزیز خودت بكنی پس برای چی خوبی؟"
ـ "چه فداكاری ای؟"
ـ "تو كه داری میمیری. پس اقلاً بذار من بخورمت كه زنده بمونم."

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/da/Grey_Wolf_3.jpg/559px-Grey_Wolf_3.jpg

ـ منو بخوری؟"
ـ "آره مگه تو چته؟"
ـ "آخه ما سالهای سال با هم دوست جون جونی بودیم."
ـ "برای همینه كه میگم باید فداكاری كنی."
ـ "آخه من و تو هر دومون گرگیم. مگه گرگ، گرگو می خوره؟"
ـ "چرا نخوره؟ اگرم تا حالا نمی خورده، من شروع می كنم تا بعدها بچه هامونم یاد بگیرن."
ـ "آخه گوشت من بو نا میده"
ـ "خدا باباتو بیامرزه؛ من دارم از نا می رم تو میگی گوشتم بو نا میده؟
ـ "حالا راس راسی میخوای منو بخوری؟"
ـ "معلومه چرا نخورم؟"
ـ "پس یه خواهشی ازت دارم."
ـ "چه خواهشی؟"
ـ "بذار بمیرم وقتی مردم هر كاری میخوای بكن."
ـ "واقعاً كه هر چی خوبی در حقت بكنن انگار نكردن. من دارم فداكاری می كنم و می خام زنده زنده بخورمت تا دوستیمو بهت نشون بدم. مگه نمی دونی اگه نخورممت لاشت میمونه رو زمین اونوخت لاشخورا می خورنت؟ گذشته از این وقتی كه مردی دیگه بو میگیری و ناخوشم می كنه."

گرگ نابكار این را گفت و زنده زنده شكم دوست خود را درید و دل و جگر او را داغ داغ بلعید ...

http://www.ilcancello.com/archivio_grafica/FOTO_GRAFICA/Werewolf/Werewolf_wolf.jpg

نتیجه گیری اخلاقی :
1. گرگها همدیگر را می درند و در هیچ زمانی به یكدیگر ترحم نمی كنند
2. به کمتر دوستی می توان اعتماد کرد، چون شناسایی رفیق و نارفیق كمی سخت است
3. گرگها که سود و زیان ندارند این هستند، پس چه برسد به بعضی از انسانها ...
4. جوانمردی پیر و جوان ندارد، حتی زن و مرد هم ندارد. بیاییم همیشه جوانمرد باشیم

با تشكر از خانم میتــرا نــوری

   


مهرک نام شاپور اول
نیکا نام رودخانه ای در ایران
روشاک از سرداران مبارز در برابر اسکندر گجستک
سام پدر بزرگ رستم
سپنتا نامی مقدس در ایران باستان
شهداد داده شده از شاه
شایگان مرد بزرگ
سیاوش فرزند کیکاوس - شخصیت اسطوره ای ایرانیان
سورنا رهبر نظامیان ایران در زمان اشکانیان
اوتانا هم پیمان داریوش اول
وارتان یکی از شاهان ایران
آریانا متعلق به نسل آریا
اشکان شاهان سلسله اشکانیان
بکتاش شاه خوارزم
دادمهر فرستاده شهر از طرف فرشته مهر
فرهود پسر زیبا
گشتاسب از شاهان ایران باستان
هیراد ظاهر سالم و زیبا
هیتاسب از فرمانده هان داریوش بزرگ
جاماسب حکیم و فیلسوف ایرانی و داماد زرتشت اسپنتمان
جویان از شخصیت های شاهنامه
کیخسرو از شاهان پیشدادی - فرزند سیاوش- نوه کیکاوس
کیان ستاره
نیوتیش برادر کوچک اشو زرتشت
مهراشک نام ایرانی
مهرساد نام ایرانی
مکابیز نام ایرانی
نرسی از شاهان ساسانی
کورش بنیانگذار شاهنشاهی و حقوق بشر جهان
خشایار شاهنشاه ایران و فرزند داریوش بزرگ
کامبیز یا کمبوجیه یا کامبوزیا فرزند کورش بزرگ
جمشید سومین شاه پیشدادی در حدود 6000 سال پیش
هیربد روحانی گذشته ایران در زمان زرتشت
هژیر یکی از پهلوانان ایرانی
فَرَوَهَر نماد مقدس انسان بالدار از دوره ما قبل زرتشت
فریان نام یکی از شاهان گذشته
دارمان خسرو پرویز شاه ایران
داریوش شاه شاهان - شاههنشاه بزرگ تاریخ ایران
کارن فرزند کاوه - شخصیت ایرانی در شاهنامه- یکی از خاندانها
برسام به معنای آتش بزرگ
بامشاد از موزیسین های دوره ساسانی
بامداد پدر مزدک
آریارمن از نخستین پادشاهان ایران در 2600 سال پیش - نیای داریوش
آرتاباز یکی از فرماندهان کورش بزرگ
ارشان شاهزاده در نزد ایرانیان و فرزند اردشیردوم
ارشام نام پدر بزرگ داریوش بزرگ
ارد نام اشک سیزدهم و همچنین اندیشمند بزرگ معاصر - ارد بزرگ
اردشیر بنیانگذار سلسله ساسانیان - اردشیر بابکان
اردوان نام شاهان پارتی و برادر داریوش اول
اردا نام کشیشی در زمان ساسانیان
ارشاما نام پدر بزرگ داریوش اول
ارشک نام اولین پادشاه سلسله اشکانیان
آرش نام قهرمان وطن پرست ملی ایران
آراد نام فرشته
آرآسب نام کورش اول
انوشیروان نام پادشاه دادگستر ایران
انوش جاودانه
اَفشین نام یکی از شاهزادگان ساسانی که به بابک خرمدین خیانت کرد
آبتین شخصیتی در شاهنامه - پدر فریدون
آترین نام یکی از پادشاهان خوزستانی در زمان داریوش بزرگ
آرتاباز نام فرمانده ارشد گردونه های کورش بزرگ
آرتام نام والی فریگیه در زمان کورش بزرگ
آریاداد برخواسته از نسل آریا - داده شده آریایی
آرتین نام هفتمین پادشاه ماد
آریا نام فرمانده ارتش کورش بزرگ در جنگ کوناکزا
آریامس آریای بزرگ - از شاهزادگان سغد در زمان اسکندر گجستک
آریامهر دارنده مهر - از سرداران داریوش سوم
آریوداد ایرانداد اوستا
آیوت یکی از بهدینان در فروردین یشت
آرتامن از همپیمانان داریوش بزرگ در براندازی بردیا
ارشکان کنیه فرهاد دوم و اردوان دوم شاهنشاه اشکانی
آریومهر از سرداران داریوش سوم
اوراش فرزند کوچک اردشیر شاهنشاه ایران
بابک بابک خرمدین تندیس وطن پرستی ایرانیان
باربَد نوازنده و رامشگر مشهور خسرو پرویز شاهنشاه ساسانی
برتهم از سرداران نامی ایران
برسام از سردارن یزدگرد شاهنشاه ساسانی
بیارش کی بیارش - همان آرمین شاهنامه
پاپَک دبیر انوشه روان دادگر و بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی
پاردیک پدربزرگ ساسان بنوشته کتیبه کعبه زرتشت
پِدرام نبیره سام - بدرود - شادباش
پرهام از نامهای ایران باستان - تازی شده اش ابراهیم
پِرشان از نامهای اوستایی به معنی رزمجو
تنسر بزرگ روحانی زرتشتی که اوستا را گرد آوری کرد
تهمتن بزرگ پیکر و دارنده اندام نیرومند
تیرداد پادشاه رمنستان- پادشاه اشکانی
تیگران از سرداران نامی خشیارشا - پادشاه ارمنستان
چوبین کنیه بهرام سپهسالار ارتش هرمزد انوشیروان
خسرو در اوستا به معنی نیکنام - شاهنشاه ساسانی
دارا نهمین پادشاه کیانی - پسر رستم - داریوش
دانوش دیانوش دوانوش - دارنده جاودانگی
راتین رادترین-با داد و دهشترین-از سرداران ارشیر دوم
رسام نام پیکرنگار بهرام گور شاهنشاه ایران
رامین از فرزندان کیخسرو و برادر رامی
روزبه در پهلوی روژوه- وزیر بهرام شاهنشاه ساسانی
روشاک از سرداران ایرانی در جنگ با اسکندر گجستک
زوپیر همپیمان داریوش بزرگ که گوش و بینی خود را در فتح بابل برید
ژوپین نام فرزند کیکاوس
سامیار از نامهای کهن زرتشتی ایران
شاهین سردار بزرگ خسرو پرویز از خاندان وهمنزاد
شهروز وزیر شاهنشاه شاپور
شیراک پدر هرمزد - نگارنده کعبه زرتشت
فَربُد به معنی راست و درست
فرمنش از پادشاهان ایرانی در گرجستان
کیارش دومین پسر کیغباد- پسر کی اپیوه
کیانوش برادر فریدون شاه پیشدادی
کیانمهر کیامنش - کیافر - کیانزاد
لیشام از وطنپرستان دیلمی
مازیار از سرداران مادی کورش بزرگ - ماه یزد یار - همسنگر بابک
مزدک از نامهای دوران هخامنشی - آفریننده مزدا - آئین آورنده مزدکیان
مهراب پادشاه ایرانی در کابل و پدر رودابه
مهران همان میتران پهلوی - از خاندانهای اصیل ساسانی
نیوتیش برادر کوچک اشو زرتشت
آئیریک نیای یازدهم زرتشت
آئین کیش - راه و روش
آئین گُشنَسب سپهبد ایرانی در نبرد با بهرام چوبینه
آپاسای منشی شاهنشاه شاپور یکم ساسانی
آتروترسه پسر اسفندیار
آتروپات سردار ایرانی که والی آذربایجان بود - سردار داریوش
آترونوش آذرنوش - پاکدین زرتشتی
آرتاپارت نگهبان ویژه کوروش بزرگ
آرتام یکی از والی های شهنشاهی کوروش بزرگ
آرتین هفتمین پادشاه ماد
آریاز راهنما و راهبر - نامی اوستایی
آروکو فرزند کوروش هخامنشی
آریابد نگهبان و سردار سرزمینهای آریایی
آریاراد پسر آریامنش پادشاه کپدوکیه
آیوت یکی از بهدینان زرتشتی
ائیریه من ایران منش در روزگار ساسانی
ادیشه نامی پهلوی - از سرداران کورش بزرگ
اَرتاریا پسر خشایارشاه
اَرتامن از متحدین داریوش بزرگ بر ضد مغ دروغین
اَرتاوند فرمانده ناوگان خشیارشا
اَرتور در کتاب ماتیکان هزاردستان از برزگان بوده است
اَرتَمَن یکی از سرداران ماد در روزگار کوروش
اَرتَبرزین در اوستا یعنی برترین راستی - سرداری هخامنشی
اَردین راستین و بزرگوار
اَرزین فرمانده امپراتوری ایران در حمله اسکندر گجستک
اَرسیما نماینده داریوش سوم برای گفتگو با سکندر ملعون
اشتوکان نامی اوستایی و رقیب زریر
اشاداد کسی که از راستی و نیکی سود جسته است
اُمید در پهلوی اُمیت - از نویسندگان دینکرد زرتشتیان
اُوَرَش پسر اردشیر سوم
اُورداد از سرداران کوروش بزرگ
باتیس ازسرداران داریوش سوم در حمله اسکندر گجستک
باوَند از سپهبدان مازندران
بَردیا - بَردیه فرزند کوروش بزرگ
بروسا پدر بهرام - از موبدان یزد
بَستام برادر زن هرمز چهارم ساسانی
بهداد نیک آفریده شده
به رَوِش نیکترین راه - بهترین انتخاب زندگی
بیارش کی بیارش - همان آرمین شاهنامه
پوریا از پهلوانان ایران زمین
پویان جستجو کننده راستی و درستی
تورک پسر شیدسب پادشاه زابلستان از نوادگان جمشید شاه
تیران پسر اردشیر سوم پادشاه اشکانی ارمنستان
جهانگیر پسر رستم ذال
چوبین کنیه بهرام سپهسالار ارتش هرمزد انوشیروان ساسانی
داتام فرمانده ایران در کاپادوکیه
داریو از پادشاهان ایرانی در زمان پایان دوران سلوکیان
دانین از خاندانهای ایرانی
دیااکو پادشاه ماد ایرانی
راتین از سرداران اردشیر دوم - رادترین مرد
رام برزین پیشکار دربار انوشیروان دادگر
رایش پسر زادشم
رتوشتر برادر بزرگ اشو زرتشت
ریوشاد نامی ایرانی
ژوبین پسر کیکاووس
سپند مهر در اوستا سپنته میتر - قاتل خشایارشا
سپهرداد در اوستا سپیتریدات - داده خداوند
سپیتا از درباریان آستیاگ ماد
سروش گوش دادن به صدای وجدان - پیک ایزدی در دین بهی
سهراب تابش سرخ - پسر زال
سیامک پسر کی کاووس
سینا در اوستا سَئنا - از پیروان زرتشت
شاه بهرام نام زرتشتیان امروزی - نام بهرام گور
شروین از شاهان باوندی
شهروی چهره شاهانه - از موبدان ساسانی
شیروان از شاهان شیروانی ایران
شیروی از شاهان ساسانی
فرامین از پادشاهان ساسانی
فرزام لایق و شایسته ، سزاوار

   ادامه نامها


SMS | سری دوم

شنبه 10 اسفند 1387 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :اس ام اس - SMS ،

http://aftab.ir/lifestyle/images/fd77a4a84e2e3523a3ad6cc17503c1f8.jpg
سری دوم








▪ دستت رو بذار روی قلبت ..این ساعت عمرت که داره تیک تیک میکنه....جالبه همونی که بهت زندگی میده برات شمارش معکوس رو شروع کرده
□□□
▪ منتظر باش اما معتل نشو....تحمل کن اما توقف نکن....قاطع باش اما لج باز نباش....صریح باش اما گستاخ نباش....بگو اره اما نگو حتما....بگو نه اما نگو ابدا
□□□
▪ عشق آن نیست که به هم خیره شویم!
عشق آن است که هر دو به یک سو بنگریم...
□□□
▪ عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذّت می برد!
□□□
▪ یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر!
□□□
▪ ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین! آسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم.
□□□
▪ کسی که الفبا رو اختراع کرد یه اشباهه خیلی خیلی بزرگی کرد و اونم این بود که : میون I و U رو فاصله انداخت!

   


SMS | سری اول

شنبه 10 اسفند 1387 نویسنده: فرزام چهره گشا | نوع مطلب :اس ام اس - SMS ،

سری اول








▪ ما همیشه صداهای بلند را می شنویم، پررنگ ها را می بینیم، سخت ها را می خواهیم، غافل از اینکه خوب ها آسان می آیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.
□□□
▪ آنهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند، نمی فهمند که پاییز همان بهار است که عاشق شده است.
□□□
▪ تجربه بهترین درس است هرچه که حق التدریس آن گران باشد.
□□□
▪ اگر اراده کنید مشکلات در مقابل شما پوچ می شوند.
□□□
▪ پرسش های ما افکار ما را می سازد.
□□□
▪ امروز تصمیم بگیرید به جای آنکه قربانی تغییر باشید، استاد تغییر باشید.
□□□
▪ راز موفقیت را در زندگی کسانی آموخته اند که در زندگی موفق شده اند.

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :